برنامه توسعه فردی (Individual Development Plan) به معنی در نظرگرفتن یک جایگاه ثابت در زندگی برای یادگیری و رشداست؛ یکی از بهترین استراتژی ها برای داشتن حس رضایت است. به خصوص در زندگی شغلی اگر حس پیشرفت نداشته باشیم، به زودی دچار ملال میشویم و نارضایتی از خودمان و شغلمان را حس خواهیم کرد.
این حس پیشرفت، لزوما به معنی تغییر دادن مداوم سازمانی که در آن کار میکنیم و از شرکتی به شرکت بزرگتر رفتن نیست. به حقوق و دستمزد هم ربط مستقیمی ندارد.
ما نیاز داریم که حس ارزشمندی کنیم و این جز با برنامهریزی مداوم برای رشد و توسعه شخصیت خودمان که مهارتهایمان بخشی از آن است به دست نمیآید. گرفتن ارتقای شغلی ، نتیجه ناگزیر فرآیندی است که در زندگی خودمان جاری خواهیم کرد.
یکی از تکنیکهایی که در بسیاری از کسب و کارها پیاده میشطرح ریزی برنامه توسعه فرده آنچه این برنامه را موثرتر میکند انگیزه و شوق درونی افراد است. شوقی که اگر از سمت محیط کار حمایت شود، یک نتیجه برد ـ برد را برای کارکنان و سازمانش رقم میزند.
در این مقاله در مورد مفهوم و فواید برنامه توسعه فردی صحبت می کنیم و برنامه ریزی برای توسعه فردی (IDP) را یاد خواهیم گرفت.
برنامه توسعه فردی چیست؟
برنامه توسعه فردی(IDP) یک سند است که طبق اهداف یک فرد برای رشد حرفهای تنظیم میشود. ساختار مشخص این سند گامهای مورد نیاز برای رسیدن به هدفی خاص (معمولا توسعه یک مهارت خاص) را با یک برنامه زمانی مشخص میکند.
هر گام به قدمهایی کوچکتر تقسیم میشود و در زمانبندیهای ماهانه، هفتگی و روزانه پخش میشود. به طور کلی این برنامه شامل چهار بخش است که تا انتهای مقاله بیشتر با آنها آشنا خواهیم شد؛ جدول زمانی، منابع مورد نیاز، چالشهای بالقوه و نتایج قابل اندازهگیری برای ارزیابی پیشرفت.
چرا برنامه توسعه فردی مهم است؟
اما مزایای تعیین اهداف توسعه فردی در کار IDP چیست؟ چند مورد از مزایای بیشمار آن را با هم مرور میکنیم:
۱. افزایش خودآگاهی با شناسایی نقاط قوت و ضعف
برنامه IDP به افراد کمک میکند تا نقاط قوت و ضعف خود را بهتر بشناسند و بر اساس آنها برنامهریزی برای بهبود عملکرد خود انجام دهند. این یعنی یک قدم بلند در راستای خودآگاهی و خودشناسی که نقطه شروع تغییر و رشد است.
۲. راحتتر شدن توسعه مهارتهای جدید
برنامه IDP به افراد کمک میکند تا با توجه به نیازهای شغلی و شخصی مهارتهای جدیدی را به دست آورند و بهبود دهند. در این روش به جای اینکه اتفاقی و شانسی مهارتهایی را یاد بگیریم یا نه، احتمال یادگرفتن مهارتهای جدید را آنهم به صورت هدفمند و کاربردی را بسیار بالاتر خواهیم برد.
۳. افزایش اعتماد به نفس
هر مهارت جدید مساوی است با امن کردن یک منطقه جدید که قبلا منطقه نا امن ما بود و به مرور منطقه امن ما بزرگ و بزرگتر خواهد شد. هر چقدر به امور بیشتری مسلط باشیم اعتماد به نفس بیشتری خواهیم داشت و این اتفاق بیرونی، با رشد درونی ما از نظر شخصیتی گره خورده است.
۴. بهبود عملکرد شغلی
با انجام برنامه IDP، افراد میتوانند عملکرد خود در شغل را بهبود ببخشند. اگر اجرای این برنامه جزو فرهنگ یک سازمان شود، سرمایه انسانی به مرور و مداوم نتایج بهتری برای سازمان ارایه خواهند داد. مخصوصا اگر رشد هماهنگ و یکپارچه کل تیم به موازات یکدیگر اتفاق بیافتد.
۵. افزایش حس رضایت در زندگی
اجرای این برنامه فقط یک دستاورد بیرونی برای بهبود عملکرد شغلی محسوب نمیشود. نتایج درونی آن نظم ذهنی، کاهش اضطراب، حس رشد و از تجمیع نتایج، حس رضایت بیشتر نتیجه اجرای این برنامه است.
نتایج بیشمار دیگری برای این برنامه توسعه فردی کاری میشود نام برد| از بیشتر شدن بهرهوری گرفته تا بهبود روابط با همکاران و رشد اخلاق حرفهای. حالا ببینیم اجزای ااصلی این برنامه چیست و چطور باید اجرایش کرد؟
اجزای اصلی یک برنامه توسعه فردی IDP
برای پاسخ دادن به این سوال که چگونه برنامه توسعه فردی IDP بنویسیم، اول باید با اجزای اصلی آن آشنا شویم. یک برنامه توسعه فردی برای کارمندان از ۴ بخش اصلی تشکیل می شود:
- هدف
- نقاط ضعف
- فرصتهای توسعه
- برنامه عملیاتی
چگونه یک برنامه توسعه فردی بنویسیم؟
اما اجزای برنام توسعه فردی IDP (Individual Development Plan) چطور عملی میشود؟ ما به چند قدم مهم نیاز داریم که در ادامه با آنها آشنا میشویم.
قدم اول: ارزیابی وضعیت فعلی برای شناسایی نقاط ضعف
اگر برنامه توسعه فردی در کار یک رویکرد سازمانی باشد، با استفاده از گزارش های عملکرد سازمان، می توان نقاط قوت، استعدادها و مهارت های هر کارمند را به برنامه توسعه فردیاش اضافه کرد. اما اگر خودمان بخواهیم این برنامه را برای خودمان تدوین کنیم، میتوانیم با توجه به فیدبکهایی که خودمان به صورت خودجوش در محیط کار دریافت میکنیم و خودارزیابیهایی که در فرآیند کاری انجام میدهیم، با کمی هوشیاری، خودمان نقاط ضعفی که باید روی آنها تمرکز کنیم پیدا کنیم.
قدم دوم: هدفگذاری کنیم
باید در برنامه IDP خود تمام اهداف کوتاه مدت و بلندمدتی که در مسیر شغلی مان داریم را بنویسیم. اگر اهدافمان را با تاریخ دستیابی به آن ها را مشخص کنیم، بهتر می توانیم آن ها را ارزیابی و برای رسیدن به آن ها برنامه ریزی کنیم.
داشتن هدف گذاری صحیح باعث میشود سنگبنا را درست بگذاریم. هدفها باید (SMART) باشند. یعنی مشخص، قابل اندازهگیری، قابل دستیابی، مرتبط و زمانمند. به عنوان مثال، اگر میخواهیم مهارتهای ارائه را در جلسات کاری قوی کنیم، یک هدف SMART ممکن است این باشد که در عرض شش ماه، حداقل پنج بار در مقابل همکاران در جمع صحبت کنیم.
قدم سوم: فرصتها و منابع توسعه را شناسایی کنیم
برنامه توسعه فردی رنامه توسعه فردی IDP (Individual Development Plan)به ما کمک می کند تا شکافها و کمبودها در مهارت ها و دانش هایمان را پیدا کنیم. با مشخص کردن این شکافها میتوانیم فرصت هایی را برای یادگیری آن ها در نظر بگیریم.
برای مثال برای رسیدن به هدف «طراح گرافیک شدن» ما باید مهارت «شناخت رنگ» را در کنار سایر مهارت ها بدانیم. اما ممکن است هیچ آموزشی در این زمینه ندیده باشیم. در اینجا باید به دنبال فرصتهای توسعه باشیم و برای شرکت در یک کلاس آموزشی، برنامه ریزی کنیم. اگر بدانم شغل مناسب من چیست، مرحله مهم بعدی این است که چطور میتوانم هر روز در آن قویتر باشم.
قدم چهارم: یک برنامه عملیاتی بریزیم
لازم است هر هدف را به مراحل کوچکتر و قابل انجام تقسیم کنیم. آنقدر قدمها را کوچک کنیم که حتی در چک لیست روزانه ما نیز بگنجند. بعدش در مورد منابع تصمیم بگیریم. آیا لازم است دورهای برویم؟ کدام کتاب به دردمان میخورد؟ آیا همراهی یک منتور یا حمایت یک کوچ را میخواهیم؟
قدم پنجم: زمانبندی مشخصی را تنظیم کنیم
زمانبندی در برنامه توسعه فردی IDP بسیار مهم است. زمانبندی مشخص میکند که هر فعالیتی در چه زمانی انجام شود. در زیر به توضیح چند نکته در مورد زمانبندی در IDP میپردازیم:
۱.تعیین مهلت
برای هر فعالیت در برنامه توسعه فردی، مهلت مشخص شود که در آن باید آن فعالیت را انجام دهید. این مهلت باید مقتضی باشد و به شما امکان میدهد که به اهداف خود برسید.
۲. تعیین فرکانس
برای برخی فعالیتها، میتوانیم فرکانسی را مشخص کنیم که در آن باید آن فعالیت را انجام دهید. به عنوان مثال، میتوانیم برای تمرین مهارتهای جدید، هر هفته یک ساعت را در نظر بگیریم. ما حجم زمانی مورد نیاز برای آن قدم را برآورد میکنیم و بعد آن را به صورت شناور در بازههای زمانی مشخص میگنجانیم.
۳.اولویتبندی
برنامهریزی توسعه فردی بدون اولویتبندی درست، فقط یک بار روانی اضافه ایجاد میکند که نه تنها مفید نیست بلکه خطرناک است. چون ممکن است منجر به خودسرزنشی و آسیب زدن به عزت نفسما بشود. پس برای اهداف و فعالیتهای مختلف، اولویتبندی کنیم و بر اساس آن، زمانبندی خود را تنظیم کنیم.
در مورد مهارتهای مربوط به مدیریت زمان در کوچینگو بیشتر بخوانید:
مدیریت زمان در محیط کاری؛ ۱۸ نکته طلایی
قدم ششم:پیشرفت را مانیتور کنیم
برای اطمینان از پیشرفت خود در برنامه توسعه فردی، پیشرفت خود را مانیتور کنیم و آن را ارزیابی کنیم. این ارزیابی میتواند شامل بررسی پیشرفت در رسیدن به اهداف، مهارتهای جدیدی که به دست آوردهایم باشد. همچنین میتوانی تاثیر آن را در کیفیت روابط کاری و حرفهای با همکاران و مدیرانمان بسنجیم.
قدم هفتم: نتایج را ارزیابی و به روزرسانی کنیم
برای اطمینان از اینکه برنامه توسعه فردی ما همچنان موثر است، آن را مداوم ارزیابی کنیم و در صورت نیاز بهروزرسانی کنیم. این بهروزرسانی میتواند شامل تعیین اهداف جدید، تعیین راهبردهای جدید و تغییر منابع باشد. قابلیت سازگاری و انعطافپذیری داشته باشیم و اگر کمی از برنامه انحراف داشتیم، کلا بیخیال آن نشویم و به جایش آنرا بهینه و کاربردیتر کنیم. برنامه ما میتواند مدام واقعبینانهتر و مفیدتر شود.
یک نمونه برنامه توسعه فردی
دیدن یک نمونه برنامه توسعه فردی میتواند به خوبی الگوی آن را در ذهن ما حک کند. در ادامه یک شخصیت فرضی را در نظر میگیریم و نگاهی به برنامه توسعه فردیاش میاندازیم:
نام: سارا
سن: ۲۸ سال
تجربه کاری: ۳ سال
مرحله اول: تحلیل مهارتها و نقاط ضعف
به عنوان یک گرافیست، عدم تسلطم به نرمافزارهای متنوع، باعث میشود در اجرای ایدههای احساس محدودیت کنم.
مرحله دوم: هدف گذاری
هدف طولانی مدت: میخواهم یک مدیر هنری شوم
هدف میانمدت: یاد گرفتن و تسلط به نرمافزارهای بیشتر در حوزه طرحی
هدف کوتاه مدت: علاوه بر فوتوشاپ کار با نرمافزار ایلوستریتور (Illustrator) را هم یاد بگیرم.
مرحله سوم: برنامه عملیاتی
یکی از پروژههای جدید شرکت را با این نرمافزار پیاده کنم، پروژههای فریلنس بگیرم یا ایده شخصی پیاده کنم. باید ماهانه ۱۰ طرح با این نرم افزار پیاده کنم.
شاخصهای قابل اندازهگیری برای ارزیابی پیشرفت من: تعداد پروژههای طراحی موفق، بازخورد مثبت مشتریان و همکاران و… .
مرحله ۳: برنامهریزی و اقدام
دوره آنلاین بردارم؟ کلاس حضوری بروم؟ ویدیوهای آموزشی رایگان ببینم؟ منتور بگیرم؟ کدام کتاب را بخوانم؟ کجاها میتوانم پروژه فریلنس بگیرم و یا به عنوان کارآموز پروژه قبول کنم؟
مرحله ۴: زمانبندی
طولانیمدت: ۵ ساله (برای مدیر هنری شدن)
میانمدت: ۲ ساله (برای تسلط به تمام نرمافزارهای گرافیکی و پربار کردن پورتفولیو)
کوتاه مدت: ۶ ماهه (برای یادگیری و داشتن نمونه کار موفق با یک نرمافزار جدید)
در این مرحله دیگر بهتر است وارد اکسل شویم و هر ماه را تبدیل به هفته کنیم و برنامههای عملیاتی خود را در آن بنویسم.
مرحله ۵: پیگیری و ارزیابی
- چه چیزهایی یاد گرفتم؟
- چند طرح زدم؟
- چه بازخوردهایی گرفتم؟
- زمان اجرای هر طرح چند ساعت از من وقت گرفت؟
- آیا هنوز احتیاج به منابع بیشتری برای یادگیری دارم یا باید وارد تجربههای بیشتر شوم؟
همراهی یک کوچ چه کمکی به برنامهریزی توسعه فردی میکند؟
در کنار تمام منابع آموزشی که برای هدف خود پیدا میکنیم، نوشتن یک برنامهریز توسعه فردی، در دل خودش مهارتهای نرم بیشماری دارد. مهارت مدیریت زمان، مهارت برنامهریزی، مهارت حفظ اراده، مهارت خودآگاهی، مهارت هدفگذاری و… . همراهی یک کوچ توسعه فردی به ما کمک میکند به مجموعهای از مهارتهای نرمی که برای رسیدن به اهدف شغلی شغلی نیاز داریم مجهز شویم و شانس دستیابی به اهدافمان را بیشتر کنیم.
از طریق فرم زیر میتوانید در یک جلسه کوچینگ رایگان ثبتنام کنید:

من امیرحسین بزرگ کیان کوچ مورد تایید فدراسیون بینالمللی کوچینگ هستم.
برای ثبت نام در یک جلسه کوچینگ رایگان، فرم زیر را پر کنید
سخنی از کوچینگو
ما در هر نوع کسب و کاری که هستیم و هر نوع مهارتی که داریم، میتوانیم خودمان را تبدیل به سرمایهای ارزشمندتر برای یک کسب و کار کنیم؛ نیز در لایهای فراگیرتر، برای بازار کاری که در آن حضور داریم. پس فارغ از رویکردهای آموزشی که در یک سازمان کاری با آن مواجه هستیم، اینکه خودمان مهارت برنامه ریزی توسعه فردی را یاد بگیریم، دستاوردهای خودمان را خواهیم داشت.
از تمام اینها گذشته، ما با یادگیری هر مهارت جدید، یک سکه جدید به قلک اعتماد به نفس مان میاندازیم و این سرمایهای نیست که کسی بتواند از ما بگیرد. سرمایهای درونی که نتایج بیرونی آن، هم کیفیت زندگی شغلیمان را متحول میکند و هم شخصی.
در این مسیر هیچ منبعی را از خودمان دریغ نکنیم و از هر امکانی که میتوانیم بهره بگیرم. یکی از مهمترین این منابع جلسات کوچینگ است. برای تک تک مراحل میتوانی با همراهی یک کوچ قدمهای واقعبینانهتری برداریم و با قوت قلب همراهی او به خودمان اجازه دلسرد شدن یا رها کردن مسیرمان را ندهیم. اگر می خواهید درباره کوچینگ بیشتر بدانید پیشنهاد میکنیم مقاله زیر را مطالعه کنید:
کوچینگ چیست و چرا به آن نیاز داریم؟







